حسن سيد اشرفى

698

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

در مقام جعل وجوب نماز مثلا نماز را با قصد امر به صورت مركّب تصوّر كند و امر را بياورد بر نمازى كه با قصد قربت آن را تصوّر كرده است كه هم استحالهء تشريع از بين مىرود و هم امتثالش ممكن مىشود . وقتى امر آمد روى نماز با قصد قربت ، آن‌وقت مكلّف و مصلّى مىتواند هنگام امتثال ، آن امرى را كه شارع روى نماز آورده به داعى آن امر ، نماز را اتيان كند . يعنى به قصد وجوب ، نماز را اتيان كند . چرا كه ملاك در قدرتى كه معتبر است براى اتيان فعل به قصد امر ، عبارت از قدرت در حال امتثال بوده و نه در حال امر . بنابراين ، شارع مقدّس در همان حال امر به صلاة ، قدرت مكلّف در وقت اتيان فعل كه مرحلهء بعد از تعلّق امر بوده را ملاحظه كرده و چون آن را در اين موقعيّت ، امر مقدور و ممكنى در حقّ مكلّف مىبيند امرش را به نماز به نيّت قربت كه متصوّرش بوده متوجّه كرده و همين نماز را از وى طلب نموده است . 604 - جواب مصنّف به توهم مبنى بر محال نبودن تشريع قصد قربت و محال نبودن اتيان به قصد امتثال امر چيست ؟ ( ضرورة انّه . . . بداعى الامر ) ج : مىفرمايد : باز هم امتثال اين امر هميشه ممكن نخواهد بود . « 1 » زيرا امر شارع تعلّق گرفته به نماز مقيّد به قصد قربت نه مطلق نماز . آرى اگر امر ، تعلّق گرفته بود به مطلّق نماز و نه نماز مقيّد به قصد قربت آن‌وقت مكلّف و مصلّى مىتوانست نماز را به قصد و داعى امر يعنى به قصد قربت اتيان كند و حال آنكه چنين نمازى يعنى مطلق نماز متعلّق امر شارع نبوده بلكه نماز مقيّد به قصد قربت متعلّق امر بوده و شارع نيز به غير آنچه كه امرش به آن تعلّق گرفته ، دعوت نمىكند . يعنى وقتى شارع متعلّق امرش ، نماز مقيّد بوده از مكلّف هم امتثال نماز مقيّد را مىخواهد و نه نماز

--> ( 1 ) - در اين جواب گويا مصنّف محال نبودن تشريع و اينكه مىتواند قصد قربت از جانب شارع اعتبار شود را پذيرفته‌اند .